
بیر گون و یارتی گیجه ده گچن، حاطیره لار
یوتوبوری ترکمن کولتور اجاقینگ قاراری بویونجچا، گچن جومعا گونی... یانی " یون آینگ 25 انده، کوب آداملار بیله لیکده ی " بری گوم " آدلی جایا گئلدیلر. بری گوم، ئوز جادیلی و آوادان طبیغاتی بلن، ادیل سوئدداکی یاشایان ترکمنلرینگ کوپ سینه، قونگشی بولیب دئوران یالی دیر. شو یئرده قدیمدان بیر ناچه یاشالیان جای دا موزه حالاتدا ساقلانیار، همده طبیغتی یاشیل و گورنوکلی بولانسونگ.... شو یئرده بوتین اجاقلارا و قورامالارا و حتا شخصی آداملار، توی- بایرام توتماغا... اوران، ممکنچلیکلر باردیر.
بری گومده، بیر کچی جک یئرده تاویق چویچه ساقلانیار ( البت اکونومی قازانج اوچین دالدیر) همده شو یئرده، دینگه چاغالارا گئورکزماگه، آت و بیر ناچه قویون و گئچی هم ساقلانیار.
بری گومینگ یئرله شن یئری، ترکمنلرینگ آیدی شی یالی، بیر آوادان و یاشیل طبیعتلی، توققای و یادا اولومادا منگزه میان دالدیر. اونونگ ادیل اورتاراسیندا، آداملاری، بیله لیکده و یاکین شکلده، یغناماق اوچین، بیر اولاکان مانقال دا، یاسابدیرلار. ئودا( آتش) چویونماقا و یادا، شارا چئکماگه.... دوغورسی کم ذاد یوقدیر.
ترکمن کولتوراجاقینگ مهمانلاری، ساغات 2 لرده ن گئلیب باشلادیلار. بیر ناچه فارس و آذری حوجالیقلاردا گلیبدیرلر. ترکمنلر دن دینگه سوئد دن دالده، بلکه ترکمنصحرا و آلماندان هم گلن مهمانلار باردی. اونلوردان، ترکمن ادبیاتچی و تانالیان شاهیرلارمیزنگ بیری، که جانی ساغ بولسون، حرمتلی غفور حوجه هم بو گزگی ( پیک نیکینگ) بولجاقیندان حابارلی بولیب گلیبدیر. غفور ئوز شورتا سوزلری و تازالیکده یازان شعرلری بلن، مهمانلار چندان حزیل بریاردی.
ساغات 16 دان گچندن سونگ بوتین آداملار، توفار توفار بولیب، یانیب دران ادینگ داشینا یغنانیاردیلار. بیر طاربدا چای و قهوه اچیلیاردی، ال بیر طاراپدا هم، شارا چئکیب و گونینگ آشاقیندا، قارینلارنا اوبه قوندوریانلایرنگ هم، سانی آذ دالدی. تانس و شاد موزیکلره، قولاق آسیب کئیف ادیان آداملاردا، شادلیق بلن توی بایرامی باشقالارا باغشلایاردیلار.
چاغالار، گویا، کمپیوتر و انتر نت دنیاسیندان حوشلاشانیالی بولیب، آل یاشیل طبیعتینگ جایسینا... اوتاق، بوتاق تاوسیاردیلار. اولار، فیزیکی و جمعی اویونلارا قزینیب، دوغورسی، ایمک و ایچمه گی ده، یاددان چیکاریاردیلا.
انه لر و آتالاردا، شو حالاتی قاوی گئوریب، بیر ناچه اویونلار بله ن، اولاری ئز ( خود ) آرالارینا سالیادیلار.
ساغات 6 دان سونگ، ترکمن کلاسیک موزیک و آیدیم سازلارینا، نوبه یتیشدی، جمیله اونلاری ( تصنیف لری) بیر کلاسوردان چیکاریب، بوتین مهمانلارا بریاردی. آیدیم لاری، بیله لیکده، اوکانگدا.... باشقا هیلی شوق بئریار دئیب آیدیاردیلار. دورت ئوریم ساشلی، چناریم، داغ سایار، آغاج آغاجا باکار، آلایازیم ...یالی آیدیملار.... قایتادان آیدیلیاردی.
گون هم، اوزاقلی دوری بولانسونک، هیچ باتمایاردی! قارانکی دا بولمایاردی. ساغات 12 آغشام بولاندا، همه لر 10-12 ساغات بیله لیکده، شاد گونی گچیرندن سونگرا،..... ایندی بولور.... گئلینگ یغناشدیرایلینگ ... دیلیان سوزلر، اشدیلیب باشلایار. آِ اوندا، ....گلینگ یئنه بیر گزک دورموش بریان ادینگ ( آتش) داشیندا،..... کوش دپدی نی ( رقص ملی خنجر) یادلایلینگ دییب،... سوزلر اشیدیلدی. ال دا، کمسیلمدی و ناچه قایتار دپیلدی.
ساغات 12 دن سونگ، جماعت، ادلاری ( آتش) سوندریب، قالان، قاچانلاری، یغناشدریب، شول یاددان چیقماجاق مکانی، ترک ادیارلار. اولار، ینه بیر گزک، ترکمن کولتور اجاقینگ کمیته سینینگ، چئکن زحمتلرینی گئوز اوینه توتیب، تویس یورکدن منت دارلیق بیلدیریارلار.
آقالار: جمشید، شهرام، ارال و نازجان، همده خانیملار: شهناز، عزیزه، سعیده و عایشه و جمیله ننگ اللری آغرماسین و چئکن زحمتلری تویلارا قایدسین.

یک روز ویک نیمه شب فراموش نشدنی
انجمن ترکمنهای یوتوبوری ( گوته بورگ) از مدتها قبل به اطلاع ترکمنهای سوئد و حتی آلمان رسانیده بود که تصمیم دارد در روز جمعه 25 ماه ژوئن که مصادف با جشن ملی تابستانی سوئدی هاست، برای اولین یک برنامه پیک نیکی دستجمعی را تدارک ببیند. برای این منظور محله زیبای " بری گوم " با تپه کم مرتفع و دره کوچک و سرسبز و طبیعت جادوئی خود، انتخاب گردیده بود.
بری گوم که در 10 کیلومتری شرق یوتوبوری و در نیمه راه شهر لرم قرار دارد به لحاظ جغرافیایی بیشترین جماعت ترکمن در سوئد را احاطه می نماید. در این منطقه لوکال و یا سالن فرهنگی مجهزی قرار دارد که با مبلغی تا حدی نازل، به آسانی در دسترس جمعیت ها و انجمن ها و ادارات و حتی جمع های خصوصی قرار داده می شود. علاوه بر این امتیاز، این مجتمع زیبا محوطه باز و سرسبزی را در بر می گیرد که با یک شیب حدود سی درجه ای، بعد از حدود صد متر به یک محوطه باز و پهن تری منتهی می گردد.
در این محل همچنین یک ساختمان مسکونی قدیمی قرار دارد که گویا زمانی متعلق به کسی بوده و امروزه به ابتکار شهرداری این منطقه، با حفظ تمامی تجهیزات قدیمی خود، به شکل موزه ای در آمده است. درست در جنب این خانه، باغ کوچکی قرار دارد که در یک قسمت آن چند عدد مرغ و خروس نگهداری می شود ( البته نه با نیت منفعت اقتصادی) و در طرف دیگر آن نیز آغوله کوچکی قرار دارد که چند تا بز و گوسفند و کره اسب از متعلقات آن به شمار می آیند. برای تسهیل فعالیت های پیک نیکی، در وسط این دو جای با صفا، محل کوچکی را، برای کباب و پخت وپز در نظر گرفته اند که با میز و صندلی های چوبی و طبیعی خود، در واقع جاذب ترین و مناسبترین نقطه برای اطراق مهمانان انجمن ترکمنها در می آید.

ساعت حدود 2 بعد از ظهر بود که بخشی از دعوت شدگان به محل رسیده بودند. چند تا از معاشرین و دوستان و آشناهای فعالین انجمن هم که به ملیت های غیر ترکمن تعلق داشتند، به طور دستجمعی و با خانواده و فرزندان خود به محل آمده بودند. به رسم ترکمنان که در مهمان نوازی و گشاده رویی، مثال زدنی است، به این مهمانان نیز امکانات و تمهیدات کاملا برابر اختصاص داده می شود.
با گذر لحظات، به جمع شرکت کنندگان مرتبا افزوده می شود، هنوز ساعت 4 بعد از ظهر نشده بود که همه خانواده ها، با اختصاص دادن جائی راحت برای خود، دور آتش بزرگ دایره زده و به کباب و پخت و پز مشغول می شوند.
موردی که بیش از هر چیزی جلب توجه می نماید، شاد و شنگول بودن کودکان و نوجوانان در این روز بود. برخی از آنان، که با جدا شدن از کمپیوتر و انتر نت، اطاق های شلوغ و در هم و برهم خود را رها کرده و از یک محیط طبیعی و باز، سر در آورده بودند، انگار که مناسبات نوینی را تجربه می نمایند، در بازی ها و سرگرمی های فراهم آمده شده با عشق و علاقه زیاد شرکت می نمایند. بزرگترها و والدین هم سنگ تمام گذاشته و با ترتیب دادن فعالیت هایی مانند " وسط بازی " و " چوب بازی" آنها را بمیان خود کشیده و ارتباطات بسیار صمیمی و دستجمعی تری را ایجاد می کنند.
ساعت حدود 5 بعد از ظهر بود، تک وتوکی هم به تعداد حضار که مشغول خوردن کباب و چای و قهوه بودند، اضافه می گردید. مراوده و آشنایی در بین مهمانان، فضای صمیمانه تری را سبب گردیده بود. برخی مشغول گپ و گفتگو بودند و برخی نیز به شعر خوانی و زمزمه و آواز می پرداختند. تعدادی نیز با طنز و گفتگو و تعریف جوکها، با خنده های بلند و منقطع، دیگران را همراهی می کردند. گویا انجمن و گردانندگان آن، حضار را راحت گذاشته بودند تا هر طور که باب طبعشان است، تفریح بنمایند.
حدود ساعت 6 ، نوبت به موزیک و ترانه های ترکمنی می رسد. این ترانه ها که قبلا توسط جمیله دستچینی شده و در یک سی دی جمع شده بود بهمراه تصنیف های آن که نسخه هایی از آن در کلاسوری جمع شده بود، جهت هماهنگی در خواندن، به همه داده می شود. بسیاری از ترانه های معاصر و سنتی ترکمن در این شب، توسط مهمانان پیک نیک، خوانده می شود و یاد و خاطره هایی ... مجددا زنده می گردند.
در بین حضار، مهمانی دیر آشنا، که به تازه گی از ترکمنصحرا آمده بود، حضور داشت. او کسی غیر از غفور خوجه، شاعر و فرهنگی کار ترکمن ها نبود. غفور چند تا شعر جدید خود را برای حضار می خواند و با کف زدن ها و تحسین های جمع حاضر روبرو می گردد. در این شب فراموش نشدنی، مهمانان غیر ترکمن نیز، در کمال آرامش و شادی، به خواندن آوازهای محلی و ملی خود می پردازند و رضایت خود از همراهی با انجمن ترکمنها را نشان می دهند.
زمان از نیمه شب می گذشت و جنگ بین "خوشی و شادی در لحطه" با " احساس و خواب و برگشت به دیار و خانه و زندگی عادی" شروع می گردد. جماعت که با روح و جسم خود از برنامه تدارک دیده شده انجمن شارژ شده بودند، برای نشان دادن حس و غرور ملی مشترک خود، ضمن اجرای برنامه رقص خنجر ترکمنی ( کوش دپدی ) با امید به تکرار چنین برنامه هایی، کم کم آتش شعله ور را رها می نمایند. آتشی که شادی آور و جمع ساز بود، در آخرین دمدمه های برنامه پیک نیکی انجمن، خاموش می گردد.
آنها در حین خدا حافظی، به پاس زحمات کمیته برگزار کننده این برنامه، یعنی خانمها: شهناز، سعیده، عزیزه، عایشه و جمیله و آقایان: اورال، جمشید و نازجان و شهرام و.. با گفتن جملاتی مانند: ساغ بولونگ، توینگیزا قایتسین، یعنی دستتان درد نکند و در شادی ها همدیگر راببینیم، این محل زیبا را با خاطری خوش ترک می نمایند.
|