| تفسيري كوتاه از يك واقعه |
|
|
|
تفسيري كوتاه از يك واقعهجليل گ.
حملة كماندوهاي اسرائيلي به كشتيهاي كمك رساني تركيه، كه حامل كمكهاي اوليه به مردم غزه بود، منجر به كشته و زخمي شدن دهها تن از سفراي صلح گرديد. اين تهاجم و پيامدهاي ناشي از آن، در سراسر جهان به موجي از نفرت و انزجار عليه دولت اسرائيل دامن زد. ابتكار عمل تركيه در ارسال كمكهاي اوليه با نام كاروان صلح به نوار غزه و حملة ارتش اسرائيل به آنها و متعاقب آن موضعگيري صريح و قاطع دولت تركيه در قبال اين جنايت، باعث افزايش محبوبيت و نقش تركيه در خاورميانه و طبيعتا كاهش نفوذ ايران گرديده است. عبدالرحمن راشد مدير تلويزيون العربيه طي مقاله اي در روزنامة الشرق الاوسط مي نويسد كه؛ " اندك اندك تركيه جاي جمهوري اسلامي ايران را در منطقة خاورميانه مي گيرد و اين امر مورد استقبال دولتهاي اروپايي و حتي امريكا قرار مي گيرد."1 در خاورميانه، بجاي ايران، سياست جايگزيني يك كشور اسلامي ديگري كه سياست تندروانه اي نداشته باشد، نه تنها از معقوليت بيشتري برخوردار ميباشد، همچنين اين رويكرد هميشه از طرف غرب بخصوص آمريكا دنبال شده و مي شود. دولت كودتا در ايران بعد از دستبرد به نتايج انتخابات 22 خرداد سال پيش و بدليل گسترش دامنة اعتراضات مردم و بكارگيري معترضين از هر فرصت سياسي براي پيشبرد سياستهاي اعتراضي خود، اين دولت، امروز نيز بخاطر ترس از بهره برداري جنبش سبز از هرگونه تجمعي بر عليه سياستهاي كودتايي خود نتوانست تظاهرات گسترده اي را عليه اين عمل دولت اسرائيل سازماندهي نمايد و تنها به ارائة پيشنهاد به دولت تركيه مبني بر حراست از كشتي هاي عازم نوار غزه توسط سپاه پاسداران اكتفا نمايد. البته ميتوان از يكطرف از اين پيشنهاد، بعنوان سهم بري خود، از آكسيون اخير كمك رسانيها برداشت نمود و از طرفي هم مقاومت در مقابل جايگزيني تركيه در خاورميانه تفسير كرد. سياستهاي مداخله گرايانة دولت جمهوري اسلامي ايران در امور كشورهاي منطقه بخصوص دركشورهايي كه داراي شهروندان شيعه مذهب هستند، حساسيت دولتهاي مربوطة منطقه را بر انگيخته، و حتي باعث اعتراض آنها گرديده است. در حقيقت، همگام با گسترش و افزايش اعتبار و محبوبيت تركيه در منطقه، بالاخص در بين كشورهاي مسلمان، زمينه هاي انزواي جمهوري اسلامي ايران را نيز بيش از پيش، در آن منطقه، فراهم مي كند. بخصوص كه موضوع حمله به ايران دوباره طرح و حتي احتمال آن هر چه بيشتر فزوني مي يابد. در هر صورت، اينكه واقعة حملة كماندهاي اسرائيل به كشتي هاي تركيه حامل كمك هاي اوليه به نوار غزه از قبل طرح ريزي شده و يا خير، و آيا در خاورميانه و در شرايط كنوني براي غرب، تركيه مي تواند براي جانشيني ايران بهترين گزينه باشد، چيزي را عوض نمي كند. چرا كه اين سياست يعني كاستن از نفوذ ايران در منطقه و انزواي آن با طرح هاي گوناگون به مرحله اجرا در خواهد آمد.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ 1- همچنين روزنامه هاي كويتي « السياسه» و اردني « الراي» در اينمورد به ترتيب چنين مينويسند؛ " در معادلات سياسي منطقه اكنون تركيه حرف اول را در جانبداري از فلسطين مي زند و بسيار بيشتر از محمودعباس و خالد مشعل از غزه و مردم آن حمايت مي كند." " اكنون مشخص شده كه پس از كشورهاي عربي كه فلسطين را از آن خود مي دانند، تنها كشوري كه از فلسطين و غزه حمايت واقعي مي كند، تركيه و مالزي است! و از اين پس ايران نمي تواند داعية ناحق! " ام القري اسلام" را يدك بكشد و بايد ام القرابي غير عربي را در آنكارا و استانبول جستجو كرد."
|


