نگاهي به‌كتاب مختومقلي نامه PDF چاپ نامه الکترونیک

نگاهي به‌كتاب مختومقلي نامه
نويسنده كتاب «اراز ياغمر» يكي از محققان برجسته تركمنستاني

 


اكنون مختومقلي پل ارتباطي بين مردم ايران و تركمنستان شده است. در واقع او مردم دو كشور را به‌همديگر نزديكتر كرده و واسطه ارتباط معنوي مردم شده است. شاعر خيرخواه همه مردم روي كره زمين است؛ بنابراين به‌همگان تعلق دارد.
هنوز مدت زماني از در گذشت مختومقلي نگذشته بود كه به‌سال 1833م"الكساندر لئوناردويچ خودزكا_ بوريكا" نويسنده لهستاني در سفر خود به‌خراسان شمالي، به‌اشعار مختومقلي دست مي‌يابد. او اولين اروپايي است كه با اشعار مختومقلي روبرو شده است."خودزكا" در شرح زندگاني مختومقلي، تحسين و ستايش فراواني از او مي‌كند. گويي درجه رفيع مختومقلي در بين مردم بر او نيز تاثير گذاشته بود. "خودزكا" خود نيز به‌معروفيت مختومقلي در بين اقشار مردم اشاره دارد. او سه شعر مختومقلي را با ترجمهء كامل در كتابي مي‌آورد كه به‌نام "قطعاتي از اشعار مشهورفارسي " به‌سال 1842 م در لندن به‌چاپ مي‌رساند. اگر روابط نزديك "شوپن"آهنگساز مشهور لهستاني و "ميتسكويچ" نويسنده و آزاديخواه بزرگ لهستان را در نظر داشته باشيم، مي‌توانيم نتيجه بگيريم كه آن دو نيز با مختومقلي آشنايي داشته‌اند. اين خود به‌حقيقت نزديك است.
"اي. برزِِن" و"ف.آ.باكولي" نيز در كارهاي خود به‌اشعار مختومقلي اشاره دارند."آ. وامبري" دانشمند مجار به‌سال 1863 م در سفر خود به‌آسياي ميانه نسخه‌اي از دستنوشتهء اشعار مختومقلي را با خود مي‌برد و31 شعر او را به همراه شرح حالش به‌چاپ مي‌رساند. او از مختومقلي شناسان آغازين به شمار مي رود. وامبري در آن روزگار به‌مختومقلي به‌عنوان يك شاعر ملي نگريسته است. دستنوشته اي كه وامبري با خود برده، اكنون در مجارستان نگهداري مي‌شود. هنوز از درگذشت مختومقلي صد سال نگذشته بود كه ديوان او در كنار استنساخ نسخه برداران، به‌سالهاي 1907و 1911 و 1912 م به صورت چاپ سنگي انتشار يافت.
در سال 1913 م يكي از بستگان مختومقلي به نام " آنّا قْلي قربان آخوند" در سر مزار مختومقلي به ياد بود او صدقه مي‌دهد. لازم به يادآوري است كه تركمنان بر اساس رسوم ديني خود در سر مزار بزرگان خويش غذا مي پزند و به حضار مي دهند. از همان سالها شرق شناسان روسي به مختومقلي اهميت مي‌دهند. دانشمنداني همچون: اَ. سامويلوويچ، ي. برتلس و و. بارتولد در معرفي مختومقلي كارهاي مهمي انجام داده‌اند. بر اساس تأييد ديگر نويسندگان در مطالعة ادبيات تركمني از سال 1915 م نظر ها به سوي مختومقلي متوجه شد. "روزنامه محلي ماوراء قفقاز" در 3 آوريل 1915 مقاله‌اي را به‌نام مختومقلي به‌چاپ مي‌رساند. اين مقاله توسط اديب مشهور تركمن "خوجالي ملا" نوشته شده بود. "ب. كربابايف" ديوان حجيمي از اشعار مختومقلي را به‌چاپ مي‌رساند. بعد از اين زمان به‌جاي آنكه چاپ ديوان اشعار مختومقلي گسترش يابد، شاهد ايستايي چاپ ديوان او تا سالهاي چهل هستيم. در اين سال‌ها براي از بين بردن آثار مختومقلي كارهاي زيادي انجام گرفت. فهم اشتباه پرولِتكولت‌ها از "ادبيات نوين" زيان‌هاي جبران ناپذيري را به وجود آورد. آن دوران را مي‌توان دوران مهاجرت اجباري تركمنان ناميد. در اين مهاجرت‌ها آگاهان به‌علوم ديني نيز فراوان بودند. مهاجرت اين افراد دست نوشته‌هاي قديمي را از دسترس دور كرد. هجوم به‌دين و فرهنگ اسلام از اين زمان آغاز شد. در سالهاي 30 ، اگر دست نوشته‌اي در دست كسي مي‌ديدند، حبس او حتمي بود. به‌خاطر تفتيش بي‌خبر خانه‌ها، مردم دست نوشته‌ها را از بين مي‌بردند يا مخفي مي‌كردند. عالم برجسته "اَشيروف"، مسوول دست نوشته‌هاي آكادمي علوم تركمنستان، دربارة اين فاجعة اندوه بار مي‌گويد: به‌راستي در سال‌هاي سي تنها دست نوشته‌ها سوزانده نشدند، بلكه تاريخ تركمن سوزانده شد. دست نوشته‌ها در خاك نشدند، بلكه گذشتة تركمن در خاك شد. من در روستاهاي زيادي بودم و به هر روستايي سر زدم، با پيرمردان آنجا هم صحبت شدم. آنان از دفن دست نوشته‌ها و سوزاندن آنها سخن مي‌گفتند. ده سال پيش از پيرمردي ساكن اطراف كركي، نامه اي به‌دستم رسيد. او در نامه اين گونه نوشته بود،"يك بار گذرم به روستاي جِجريس- اكنون به منطقة قيزيل آربات مربوط است، افتاد ديدم نبيره‌هاي مختومقلي كتابهاي او را از كتابخانة مسجد بيرون آورده اند و تصميم به‌سوزاندن آن دارند. آنها را از اين كار باز داشتم. دو سه روز بعد كه به آن روستا برگشتم، آنان تمامي دست نوشته ها را سوزانده بودند." چه واقعيت جانسوزي! من خودم اهل آن روستا هستم. پيرمردان برايم دربارة انداختن كتابهاي مختومقلي در غارها چيزهايي گفته بودند، اما تا آن زمان اين جريان را نشنيده بودم. چند تايي از اين دست نوشته ها تا سال هاي 60 نگهداري مي‌شده است. مردمي كه زهر چشم از آنان گرفته شده بود، چاره‌اي نداشتند. تفهيم به آن مردمي كه آن ظلم و جور را ديده اند، مشكل است. در اينجا من مي‌خواهم نمونه‌اي را ذكر كنم.
هر شاعري را شعرش حفظ خواهد كرد
اوايل سال 1980م، "صوپي اورازوف" مدير بخش معارف منطقة قارري قالا به دو خورجين كتاب كه در غاري به هنگام گذر مرزي رها شده بود، اشاره داشت. او گفت كه يكي از آن دو مرد هنوز زنده است. من براي تحقيق اين موضوع سه بار به قارري قالا مأموريت گرفتم. اما او در هر بار ملاقات، اين موضوع را انكار كرد. پيرمردي كه پنج وقت نمازش را رها نمي‌كرد، سر سفرة غذا دعا هم نكرد. من آن وقت فهميدم كه مردم چقدر ترسانده شده اند". در آن دوران تاراج دين و فرهنگ، مختومقلي به‌عنوان نمايندة بورژوازي تجاري، زير انتقاد قرار گرفت. در آن زمان، با منتقدين مختومقلي هيچ مخالفتي نمي‌شد. بدين علت نيز به‌سال 1931 م نويسنده اي به نام " قربان قوليف" كتابي به‌نام "مختومقلي انديشه پرواز بوژوازي تجاري" منتشر كرد. با وجود اينكه مردم در مقابل اين جريان‌ها مخالفتي از خود نشان نمي‌دادند، ولي به اين نظرها عمل نمي‌كردند. مردم به اينكه "هر شاعري را شعرش حفظ خواهد كرد" ايمان داشتند.
بعد از سالهاي 1940 م سنگ اندازي به مختومقلي پايان يافت و ترجمة اشعار مختومقلي به روسي و ديگر زبانهاي دنيا آغاز شد. ترجمه شاعر و مترجم روس " اَ. تاركوفسكي" از اشعار مختومقلي از بهترين‌ها به‌شمار مي‌رود. وقتي سخن از ترجمه مي‌شود، بايد اين نكته را ياد آور شد كه اشعار مختومقلي و ديگر شعراي ژرف‌نگر عارف را نمي‌توان به‌راحتي ترجمه كرد و تمامي بيان و مقصود آنان را در ترجمه آورد. با اين وجود براي استفاده از افكار مختومقلي، ترجمه اشعار او به‌ديگر زبان هاي دنيا ادامه دارد و با هر چه بهتر شدن كار ترجمه، اميد آن مي‌رود كه در آينده ترجمه‌هاي كامل اشعار مختومقلي در دسترس ملت‌هاي ديگر قرار بگيرد. پرترة مختومقلي توسط نقاش مشهور " اَيخان حاجيف" كشيده شده است. آثار ادبي و كارهاي صحنه اي، مجسمه ها و پرتره هاي زيادي از مختومقلي را سراغ داريم، با اين وجود مردم به‌تمثال شاعر محبوب خويش با تشنگي هر چه تمام تر مي‌نگرند. كار بر روي دست نوشته‌هاي اشعار مختومقلي و رساندن آن به‌مردم و ديگر كارهاي مهم توسط "م.كوسايف"، "ب. قارريف"، " اَخوندوف گورگنلي"، " گ. مولليف"، "گ. چاريف"، "د. نواليف"، "ع. عابديللايف"، "ه. دورديف"، "اَ. مْلك اَمانف"، "اَ. اَشيروف"، "ك.ا َتايف"، "گ. نظروف"، "گ.گلديف"، "اَ. بك ميرادوف"، "يوسف آزمون" و ديگران انجام گرفت.
در دوران اختناق كمونيستي، بسياري از اشعار مختومقلي به‌مردم رسانيده نشد. بسياري از اشعار مختومقلي، به‌علت دوري گردآورندگان آن از قرآن، نامفهوم ماند. تنها اشعار مختومقلي نشأت گرفته از قرآن نيست، بلكه آثار بسياري از شعرا و عرفاي تركمن اين گونه است. اگر سرچشمة اثري معلوم نگردد، فهم دقيق و كامل آن اثر ميسر نخواهد شد. بدين سبب، مطالعه و فهم دقيق قرآن به فهم اشعار مختومقلي كمك خواهد كرد. "برتلس" كسي است كه بيشتر عمر خويش را در مطالعة اشعار مختومقلي صرف كرد. او مختومقلي را به‌جام جهان نماي جمشيد تشبيه مي‌كند و مي‌گويد: "گذشت زمان از نورانيت و زلالي اين جام نخواهد كاست."